خط خطی های من!
ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد **** که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی
گفتند خلایق که تویی یوسف ثــانـی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

هو المصور

پنجشنبه 1 بهمن 1388

نویسنده: یوسف ثانی |

به نام خدایی که هم بخشنده است و هم بخشاینده

ستایش از آن پرودگار جهانیان است

بخشنده بخشاینده

گرداننده روز برابری

تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم

ما را به راه راست رهنمون کن

راه کسانی که به آنها فره دادی

نه کسانی که به آنها خشم نمودی

و نه گمراهان

 پروردگارا درود فرست بر محمد و خاندان پاکش

با نام تو آغاز کردیم این دفتر را، باشد که یاری دهی ما را که به خطا دست به بنان نبریم و با قلم حق را نا حق و ظالم را مظلوم و مدیون را داین نکنیم.

من هدفم از احداث(!) این وبلاگ یه چیز دیگه بود…یه چیزی شبیه تاسیس یه گروه هنری یا یه محلی برای شروع تقریبا رسمی کارهام. اصلا نمیخواستم وارد مباحث اعتقادات و سیاست و اینها بشم، چون راستش میترسیدم، اما خیلی اتفاقی وبلاگ دوئل رو دیدم. یه حالتی بهم دست داد, با خودم گفتم شاید من کارام مثل کارای میثم نشه، اما همه سعیمو میکنم  که نهایت خلاقیت و مهارتم رو به کار بگیرم تا منم حرفامو بزنم.

   من به قسمت خیلی اعتقاد دارم، احساس کردم اینم قسمت بود که من وبلاگ میثمو ببینم و بعدش یه فایل صوتی برسه دستم:

" من دارم میبینم صحنه رو، میبینم تجهیز رو، میبینم صف آرایی هارو، میبینم دهانهای با حقد وغضب گشوده شده و دندانهای با غیظ به هم فشرده شده رو، علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه این آرمانها و همه اون  کسانی که به این حرکت دلبسته اند. چه بکنم اگه کسی نمیبینه؟! "

این حمله آخری داغونم کرد، دیگه عزممو جزم کردم که بگم ماهم میبینیم آقا.  الان با قلم و هر زمان که لب تر کنی با جان از شما، از انقلاب و از امام و از همه این آرمانها و همه کسانی که به این حرکت دلبسته اند دفاع میکنیم.

امیدوارم همه کسایی که مثل من دودل بودن یه یا علی بگن و بیان تو صف سید علی(سایه اش پایدار باد) و صحنه رو اشغال کنن و دندانهای از غیظ به هم فشرده شده را خرد کنن.

  • تعداد کل صفحات : 4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید